شيرين كاريات
سلام
با توجه به اصرار هاي عمه زهرا امروز يه سري از شيرين كاري ها و حرفات و مي نويسم
خب اول از همه دختر خشگلم اينقد شيرين شدي كه نگوو.. با اينكه خيلي ازم انرژي ميگيري و روزا خواب بعد ازظهر به خاطر شيطوني هاي خانوم تعطيله .. با اينكه شباا تا صبح 10 بار تو خواب مي گي مامان و من و از خواب بيدار مي كني
اما عاشقتم دلم مي خواد همه لحظه ها كنارم باشي
مجبورم مي كني بشينم كنارت و سي دي هايي كه برات خريدم همه كارتون و شعرهاي بچه گونست باهات تماشا كنم
تازه شعرها رو هم بايد بايد همخوني كنم ورگرنه شما عصباني مي شين تازه خودتونم پا ميشين حركات موزون
اي جوووون كه دل مامان برات ضعف ميره 
ازون لپاي خشگلت كه بوس ميدم تند تند بم بر مي گردوني يكي من ميبوسم يكي تو 
وقتي مي خوايم بريم خونه عزيز جون بهت مي گم كجا ميريم مامان؟؟؟ مي گي زيــــز
به عزيز مي گي زيز
يا مثلا خاله سارا رو كه خيليم باش جوري مي گي رارا
گاهي خونه دستم و ميگيري ميبري دم در هي ميگي رارا رارا يعني بريم پيش سارا يا تلفن و بر ميداري ميگي رارا يعني بهش زنگ بزنم 
مامان 3 تا گوشي داشت كه هركدوم يه عيب و ايرادي داشتن و ديگه استفاده نمي كرد هر 3 تا شده مال زهرا خانوم يكي اين دست يكي اون دست
دخترم سرش شلوغه ديگه 
بابا نمي تونه به گوشيه من دست بزنه منم نمي تونم به گوشي اون دست بزنم اگه ببيني داد و بيداد مي كني گوشي هر كيو به خودش ميدي گوشي خودتم بر مي داري مي شيني رو مبل مثلا باش صحبت مي كني 
من و بابا رو خيلي وقته مامان بابا صدا مي كني
مامان بابا زهرا هميشه اين و ميگي اسم هر سه تامون كنار هم
راستي عكس ازدواجمون و نگاه مي كردي منو نشون دادي گفتي مامان بابا رو گفتي بابا گفتم زهرا كو نگام كردي با چشاي معصومت گفتي نيس
بعدشم گفتي د د يعني رفته گردشش
مادرجونت بهت ياد داده ميگي مامانو چند تا دوس داري 10 تا انگشتتو نشون ميدي ميگي 10
ازت مي پرسه مادرجون چندتا نوه داره ميگي 2 بعد 2تا انگشتتو نشون ميدي آي كه قربون هووشت ... خانوم شدي 
چندروز ديگه بايد برم ماموريت 1 هفته نيستم از الان غصم شده مامان
كاش مادرجون مثل شهريور كه باام اومد و تو رو هم آوردم با خودم اين دفعه هم بياد دوري ازت خيلي سخته
من و تو و بابا و مادرجون اگه بشه عاليهه!!!
دعا كن خدارو چه ديدي شايد شد ايشالا
يه چندتا عكس جديد كه ديشب گرفتم ازت رو مي زارم همه ژست ها هم از خودته 



















شيرين كاريات
