دلبـــــندم نازنیــــن زهـــــــــرادلبـــــندم نازنیــــن زهـــــــــرا، تا این لحظه: 15 سال و 4 ماه و 9 روز سن داره

نازنين ♥ زهـــــراي ♥ من

امروز 23 دی ماه نود

1390/10/23 14:50
نویسنده : مامان
328 بازدید
اشتراک گذاری

دو شب پیش زهرا خانومی تب کرد

خیلی گریه می کرد

مامان جونش که خواهر جون منه بردش دکتر

فقط یه شربت استامینوفن بهش داد و مامانش هم تا صبح بیدار بود و ازش مراقبت کرد

تا دیروز هم خیلی تب داشت

منم از بی حال بودنش گریه ام گرفت

اینقدر دستمال خیس رو سرش گذاشتم که بهتر شد

امروز هم خدا رو شکر خیلی بهتره

ولی مثل همیشه شیر نمی خوره

زهرا جون گلمابرو

این خاطره رو واست نوشتم که وقتی در آینده اومدی تو وبلاگت بدونی که پدر و مادرت چقدر برای سالم بودن و بزرگ شدنت زحمت کشیدن

البته می دونم که اونقدر با هوشی که همه چیز رو متوجه می شی

امروز بابا بزرگ اومد دنبالت و تو رو آورد اینجا

وقتی اومدی چسبیدی به عزیز جون و بعد از اون هم پریدی تو بغل من و سر نازتو گذاشتی رو شونم

آخ که چقدر ناز کردنت خوبه

به اندازه ی تموم دنیا دوست دارمقلب

خاله کوچولوماچ

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (4)

مامان
23 دی 90 14:48
عالسییییییییییییییییییییییییییییییییی قربون خاله گل
عباسی
23 دی 90 19:30
سلام وب پرمحتوا و جالبی دارید.. خدا حفظش کنه کوچولوتون رو خیلی نازنینه و این حس قشنگ شما که براش می نویسید واقعا قابل تحسینه
مامان خورشید
28 دی 90 16:34
آخی بمیرم واست زهرا کوچولو ایشالله زوذی خوب بشی خاله جون