دلبـــــندم نازنیــــن زهـــــــــرادلبـــــندم نازنیــــن زهـــــــــرا، تا این لحظه: 15 سال و 4 ماه و 9 روز سن داره

نازنين ♥ زهـــــراي ♥ من

دلنوشته ها

1390/11/4 15:04
نویسنده : مامان
357 بازدید
اشتراک گذاری

چند وقته که تا کسی رو با غذا ، آب ، چای ، یا هر چیز خوردنی دیگه که می بینی خودتو خم می کنی و می پری تو بغلش

اونقدر مظلومانه نگاهمون می کنی که اصلا چیزی از گلومون پایین نمی رهلبخند

زهرا خانوم خانوما شما باید شیرتو بخوری

شیر که می دونی چیه آره؟

همونی که تا می بینیش به هر زحمتی شده ازش فرار می کنینیشخند

اولین سینه خیز راه رفتنت هم برای فرار از شیر خوردن بود

خودمونیم ها خیلی شیطونی

چند وقتیه که یاد گرفتم چه جوری بخندونمت

وقتی قهقه می زنی دلم آب می شه

اینقدر ناز و شیرینی که دل آدم رو می بریقلب

خدا رو شکر حالت هم خوب شده

چند روزیه که بغلت نکردم

آخه مریض ام

می ترسم زهرای یکی یه دونم مریض بشه

راستی از بوس کردنت نگفتم

بوس که چه عرض کنم یه جور ابراز محبت کودکانه است

باید بگم هیچ لذتی تو دنیا بیشتر از بوس های شیرینت نیست

ایشالله همیشه شاد و خوشحال زندگی کنی و وقتی بزرگ شدی متوجه بشی که خاله چقدر دوست داره

البته تو الانش هم با هوشیماچماچ

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (2)

عمه زهرا
5 بهمن 90 11:58
دلم آب شد! مامانی کی امتحانات تو و بابایی تموم میشه بیایید خونه مون یا بیاییم خونه تون!؟
مامان
7 بهمن 90 15:52
فدای دختر نازم بشم قربون خاله گلش که اینقدددددددد مهربونه